ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )

11

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )

صدمه به او رسيد كه خون از آن آمد و حالش خوب شد ، در اين صورت باز هم براى فصد راه ديگرى كشف گرديد ، يعنى آن مرد به نزديكان خود وضع و عمل خويش را گفت و اذهان لطيف مردم و افكار دقيق آنها مسئله فصد را كشف كرد و اين مسئله يعنى موضوع فصد و رگ زدن يكى از ابواب علم طب گرديد . يا ديگرى از پرخورى امتلاء پيدا كرد و به علت امتلاء زياد بيكى از دو نوع استفراغ يعنى قى و اسهال دچار و راحت گرديد ، ولى راحتى او بعد از غثيان و ناراحتى و تهوع و قراقر و حركت بادهائى كه در شكمش مىپيچد . يا آنكه ديگرى بدون خيال يكى از علفهاى شيره‌دار را مكيد و باسهال يا قى يا به هر دو مبتلى شد و طبعا فهميد كه اين علف اثرش اسهال است ، و فلان عارضه را تخفيف مىدهد و آن را از بين مىبرد . اين شخص گرفتارى خود را براى ديگرى تعريف و به او سفارش نمود ، از آن علف به مقدار كمى مصرف كند تا قى و اسهال بر او عارض گردد و عوارض حال او كه او را به زحمت انداخته است رفع شود و از اين كار نتيجه گرفت . اين امر كم‌كم جمعى را به خيال انداخت كه در انواع علفها بررسى و آنها را امتحان كنند و ببينند كدام علف آن اثر را دارد و كدام يك اثرش شديد و كدام خفيف است . بعدا كه قدرى عقول مردم پخته‌تر و باريك‌بين‌تر شد و اذهان مردم صفاى بيشترى پيدا كرد ، در مزه داروئى كه آن اثر را داشت بررسى كردند ، كيفيتى كه در استعمال آن‌ها بر زبان خود احساس مىنمودند ، مورد مطالعه قرار داده و با كيفيت عارضه بعد از استعمال سنجيده و فتيله‌اى ( ميله ) از آن درست كردند كه در زخم مىگذاردند و حدس‌هاى خود را تصحيح نموده و اشتباهات خود را فهميدند و تجربه به آنها كمك كرد . و اگر فرض نمائى شخصى مبتلى به اسهال شده و نمىدانست براى او چه غذا و چه داروئى خوب و چه چيز بد است ، اتفاقا در غذاى خود سماق ريخت و خورد و با ادامه آن اسهالش بر طرف گرديد .